jump to navigation

کودتای حزب جمهوری ژانویه 30, 2013

Posted by امیر میم in Uncategorized.
Tags: , , , , , , , , , ,
trackback

 

ترور یا مجموعه ترور نبود. کودتا بود. اولین کودتا در نظام جمهوری اسلامی کودتای تابستان شصت بود. کودتا در حزب جمهوری اسلامی اتفاق افتاد. عده ای کودتا کردند . دیگرانی که بعد از بنی صدر به قدرت رسیده بودند  و را از دور خارج کردند و خود همه کاره حزب جمهوری و میراث خوار قدرت شدند.

بعد از دور خارج شدن چپ ها، ملی گراها ، لیبرال ها و سرکوب معترضین کف خیابانی به عزل بنی صدر قدرت به دست حزبی کاران حزب جمهوری افتاد. بهشتی، باهنر و رجایی روشنفکرانی که تحصیلات عالیه داشتند از مکتب طالقانی، سحابی و بازرگان بیرون آمده بودند منتهی اسلامی تر بودند و بدجوری به آقای خمینی معتقد. به کار حزبی معتقد بودند به روایتی می خواستند آینده نظام جمهوری اسلامی رو بر اساس حزب جمهوری اسلامی بسازند. تک مهره ها رو که درشت ترینشون رفسنجانی بود و بقیه نهایتا در کابینه رجایی و باهنر وزیر شده بودند رو  مجبور به کار حزبی کنند و از موقعیتی که داشتند یا به طور موقت پیدا کرده بودند برکنار و  براساس کار حزبی برایشان پست و مقام تعریف کنند. با وجود بهشتی و باهنر  و امثالهم بعد از خمینی رهبر از حزبی کارها انتخاب می شد و آینده نظام در دست آنها باقی می ماند.

تک مهره ها در کار حزبی شانسی نداشتند. امکان پیشرفت و احراز پست و مقام را از دست می دادند. عدم شرکت در جلسه اصلی در مقر حزب با اطلاع قبلی. جلسه ای که تمامی حزبی کارها حضور داشتند. رجایی غایب بزرگ جلسه بود و باهنر  و آیت که بطور اتفاقی قبل از انفجار از مقر حزب خارج شدند. چند هفته بعد آیت و سپس رجایی و باهنر حذف شدند تا پرونده حزبی کارهای حزب جمهوری برای همیشه بسته شود. قدوسی دادستان وقت که سعی در خودنمایی و بازگشایی پرونده نخست وزیری رو داشت توسط خود پرسنل دادستانی ترور شد تا کسی به پرونده حزب جمهوری نزدیک نشود.

بعد از تقسیم قدرت بین بازمانده های حزب جمهوری و در جلسه علنی حزب در پی بحث و مشاجره و اطلاع مابقی قرار بر این شد تا این کودتا برای همیشه مسکوت باقی بماند و حزب برای همیشه تعطیل تا به بایگانی تاریخ بپیوند.

1984

کشتار و سربه نیست کردن مرتبطین به کودتا کافی نبود. احتمال بر ملا شدن کودتا و نیاز به مظنونین همیشگی. کشتار عده ای مخالفین بدون تاریخ و یا حکم بازداشت ، محاکمه و یا اعدام . پرونده ای که به سیصد نفر معروف شد. کشتاری که بین سالهای 1984 و 1985 اتفاق افتاد. تنها بازمانده سنگ قبر بود و حکم اعدام . سو قصد علیه مقامات بلند پایه نظام. حکمی که برای خانواده های قربانیان غیر قابل درک بود.

سکوت سامی ، رهبر جنبش مردی که مرکزیت داشت و مطلع از کودتا تا به جایی رسید که بعد از آرامش نسبی منجر به قتل وی شد. قتلی که حتی قاتل قاتلش را هم در پی داشت تا کسی به میوه ممنوعه نظام کودتا کرده رفسنجانی محور نزدیک نشود. اگرچه خمینی نقش نمادین به عنوان رهبر داشت اما تصمیم گیری در مورد ادامه جنگ بعد از آزادی خرمشهر ، کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی منوط به جمعی در پشت درهای بسته می شد که پس از مرگ مشکوک احمد خمینی فقط به رفسنجانی استناد می شود. شل کن سفت کن در قبال غرب و آمریکا ، ایجاد روابط با روسیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، ایجاد طرحهای پنج ساله چندم و چندم . انتصاب خامنه ای بعنوان رهبر بعد از فوت خمینی و گسترش نظام رفسنجانی محور همه حاکی از اینست که طی دو دهه تسلط کودتا کرده های حزب جمهوری بر مسند قدرت همیشه رفسنجانی محوریت در نظام رفسنجانی محور را داشته.

در پرونده دوم ممنوعه نظام یعنی قتل های زنجیره ای که با قتل رهبر جنبش سامی و پایان پرونده اول آغاز می شود. رفسنجانی بین عامرین جنایت  به عالیجناب عالیجنابان ملقب شد. مردی که بین کودتا کرده ها درشت ترینشون بود طی دو دهه تسلط کودتا کرده ها بر اریکه قدرت تا افول کودتا کرده ها در دهه هشتاد همیشه محوریت داشته.

و

دوباره بوی نفت و خون

دوباره تابستون داغ

میتینگ های تک نفره

دوباره سایه ی چماق

Advertisements

دیدگاه‌ها»

No comments yet — be the first.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: