jump to navigation

رفسنجانی به مثابه استوانه ژوئن 7, 2011

Posted by امیر میم in رفسنجانی.
Tags: , ,
add a comment

استوانه ای که بطور متناوب بین دو ستون  اصلی نظام یعنی ولایت فقیه و ستون باعث افزایش  طول عمر نظام یعنی اصلاح طلبی و امثالهم  در حال حرکت است. از طرفی رفسنجانی ضعیف شده به عنوان رییس خبرگان و مصلحت نظام به اقتدار ستون اصلی نظام یعنی ولایت فقیه کمک می کند و از طرفی دیگر با حرکت به سمت ستون دیگر ( اصلاح طلبی و احتمالا جنبش اعتراضی غیر برانداز و امثالهم) با جذب جمعی ولو اندک اما تاثیرگذار با بازگشت به سمت ستون اصلی نظام موجبات افزایش عمر نظام می شود.

بدیهی ست عدم پذیرش استوانه توسط احمدی نژاد باعث محدود شدن فضای حرکتی  استوانه شده و خواهد شد.

که طرحی نو در اندازیم

Advertisements

خدمات متقابل کودتا و رفسنجانی ژانویه 26, 2011

Posted by امیر میم in کودتا, انتخابات, انتخابات ریاست جمهوری ایران, رفسنجانی, سیاست.
Tags:
add a comment

نماز 26 تیر ماه سال 88 قرار ما بر این بود که از نماز رفسنجانی و امکان اعتراض مدنی در سایه  نماز استفاده کنیم.  امکانی که بعدها با حرفهای دو پهلوی رفسنجانی و ظاهر شدن وی به عنوان ریش سفید و میانجی و همچنین دخالت در حوادث بعدی  و شیطنتهای ر سانه ای رفسنجانی به بدل تبدیل شد. شیطنتهای رسانه ای به مانند پخش همزمان فیلم بظاهر بازخواست خیابانی فائزه هاشمی در سایه فیلم  تکان دهنده و تاثیر گذار حمله به کوی دانشگاه که از مدتها قبل در اختیار ( احتمالا پسر ) رفسنجانی بود، باعث شد تا در بین مردم از محبوبیتی نسبی برخوردار شود. رفسنجانی خود را به جمع رهبران جنبش  اضافه کرد. سپس رفسنجانی با تاثیر گذاری در اتفاقات بعدی و بدلی که به جنبش سبز و معترضین زد  از جنبش سبز و اعتراضات بعدی جنبش به عنوان یک اهرم و فشار از پایین استفاده کرد  تا همراه با چانه زنی از بالا  تقریبا به جایگاه و قدرت از دست رفته باز گردد.

مدتی بعد رفسنجانی با ظرافت تمام توپ را از میانه زمین به گوشه ای که پسرش قرار داشت، انداخت. گویی تمام  حرف و حدیث ها فقط بخاطر اشتباهات مهدی هاشمی بوده و نه خود وی. باید بپذیریم کودتای انتخاباتی و حوادث پس از آن برای  رفسنجانی و بازگشت به جایگاه از دست رفته اش مفید واقع شد. جایگاه متزلزلی که در مناظره تلویزیونی قبل از انتخاب بسیار سست به نظر می رسید  و دلداری تلویحی رهبر در نماز 29 خرداد هم  در برابر عزم به ظاهر جزم شده احمدی نژاد برای حذف رفسنجانی چاره ساز نبود. انتخابات و کودتا و اعتراضات برای هرکه نان نداشت برای رفسنجانی آب داشت.

هفت تیر امسال بمبی که منفجر نشد و سناریو کودتایی که سوخت فوریه 17, 2010

Posted by امیر میم in 22خرداد, 30 خرداد, 30 خرداد 60, 7 تیر, مهدی کروبی, موسوی, مسجد قبا, مطهری, هفت تیر, هفتم تیر, هفتم تیر ماه, کودتا, انتخابات, بهشتی, تقلب در انتخابات, تاریخ, تاریخ انقلاب, رفسنجانی, رهبری, رجایی, سی خرداد, سیاست, سکوت سبز, سپاه پاسداران, سال شصت, سال60, سازمان مجاهدین, شهید بهشتی.
Tags: , ,
3 comments

 

هفت تیر امسال کودتاچی تهدید به حذف فیزیکی کرده بود حضور مردم و بزرگان یکی از سناریوهای کودتا را سوزاند. آچمزی که کودتاچی در آن قرار گرفت و هیچ  عقل سلیمی قبول نمی کرد که یک حادثه دو بار با این دقت تکرار شود.  یکبار در سال های شصت و یکبار در هشتاد و هشت و آنهم با قربانیان تکراری و داعیان قدرت تکراری.

همانطور که پیشتر گفته بودم هفتم تیرماه امسال پیروزی برای ما و شکستی برای کودتاچی حساب شد. سناریویی از پیش نوشته با استناد به افراد دستگیر شده پیش از انتخابات. این شاید مهم ترین و از قبل کار شده ترین سناریو از چهار سناریو از پیش نوشته شده بود. استناد به بازداشت شدگانی منسوب به فرقه رجوی و تلاش برای  متهم کردن مردم در اعتراضات  مسالمت آمیز و نسبت دادن آنها به این گروه. سناریویی که کامل بود اما معایبی نیز داشت. 

بزرگترین عیب این بود که مناسبت های تاریخی در آن به ترتیب تکرار می شد اول در سی خرداد مردم برای اعتراض به روخیابانها می آیند. بعد از شکست مخالفین به حذف فیزیکی روی می آورند. بمب  گذاری و حذف مخالفان (  بخوانید حذف مخالفان حاکمیت کنونی) و در  پی آن برخورد قهرآمیز و سرکوب مخالفان. اما مشکلاتی در اجرای سناریو پیش آمد. نه گروه مذکور توانایی انجام اینکار را داشت و نه اگر هم داشتند نیازی به تکرار اینچنینی و با  این دقت در ترتیب تاریخی بود.  

عیب بزرگ این سناریو این بود که در صورت انفجار بمب در روز هفتم تیر همانگونه که کودتاچی به مانند روز مرقد بزرگان را از آن برحذر داشته بود، جمعی در آن حذف میشدند که پدرانشان هم در هفتم تیر سال شصت حذف شده بودند و یا در ترورهای سال های پس از انقلاب توسط بمب گذاری ها حذف شده بودند.  

این مصداق بارز گفته آن عزیزیست که جمعی میراث خوار حاکمیت باقی می ماندند و بزرگانی به مانند شهید بهشتی ، مطهری و باهنر و دیگر بزرگان انقلاب حذف، گروهی با داعیه خون آنها بر اریکه قدرت.

روشی که عینا در سال شصت برای سرکوب و از دور خارج کردن مخالفین استفاده شد و تکرار آن برای سرکوب مخالفانی که هیچ سنخیتی با آن سال ها نداشتند. 

موسوی علی رغم تهدید به در خانه ماندن تلاش خود را برای شرکت در مراسم هفت تیر کرد. کروبی بود و بهشتی و مطهری و دیگر عزیزان. کودتاچی ماند و بمبی که وعده داده بود و هیچگاه منفجر نشد.

پی نوشت : سرپرست تیم عملیاتی مجاهدین در هفتم تیرماه سال شصت مدعی شده بود که بمب گذاری هفتم تیرماه سال شصت هم با خط دهی ( نقل به مضمون : گرا دادن از افرادی درون خود حاکمیت انجام شد )  و سازمان مذکور بازیچه ای در دست اشخاصی  بود که از این گروه استفاده ابزاری کردند برای سرکوب مخالفین خود. جالب اینجاست که هر دو طرف یعنی هم صاحبان قدرت و هم سران بازمانده  از صحبت کردن در اینمورد امتناع می کنند.

بیانیه ای برای دعوت دوطرف به آرامش ژانویه 12, 2010

Posted by امیر میم in کروبی, اخبار, خامنه ای, خاتمی, رفسنجانی, رهبری, سیاسی, سیاست.
Tags: ,
add a comment

 

اینروزا همه بیانیه میدند و دو طرف رو به آرامش دعوت میکنند.

یکی  منو توجیه کنه که بالاخره ما اینطرفیم یا اونطرف؟ یا اصولا کی باید کیو به آرامش دعوت کنه

هفتم تیرماه سپتامبر 10, 2009

Posted by امیر میم in 7 تیر, Uncategorized, میرحسین موسوی, مسجد قبا, مطهری, هفت تیر, هفتم تیر, هفتم تیر ماه, کودتا, انتخابات, انتخابات ریاست جمهوری, انتخابات ریاست جمهوری ایران, بهشتی, تاریخ, تاریخ انقلاب, جنبش سکوت, حماسه سکوت, خامنه ای, دهمین انتخابات ریاست جمهوری, رفسنجانی, سیاست, سکوت سبز, سایت های خبری فارسی.
add a comment

پیشتر نوشته بودم که این تاریخ در آیینه تاریخ است.  موفقیتی بزرگ که در هفتم تیرماه حادث شد. هفتم تیرماه هزارو سیصد و هشتاد و هشت. همه بودند از بهشتی زاده و مطهری زاده و همه فرزندان انقلاب.

در نماز عشق با حضور میلیونی مردم باز هم موسوی بود. کروبی هم بود. دستغیب زاده هم بود . خمینی زاده هم بود.

خشم کودتاچیان از این حضور . مردم بودند و فرزندان انقلاب . فقط شما نبودید

تیرماه بود

 

مطالب مرتبط : هفت تیر

هفت تیر 1360 اوت 10, 2009

Posted by امیر میم in Uncategorized, هفت تیر, کودتا, بهشتی, باهنر, تاریخ, تاریخ انقلاب, خامنه ای, رفسنجانی, رجایی, سیاست, سازمان مجاهدین.
add a comment

هفتم تیر ماه سال شصت انفجار بمبی باعث تغییرات اساسی در مسئولین بلندپایه حاکمیت شد. انفجاری که همیشه از صحبت کردن درباره آن خودداری شده.
اوایل سازمان مجاهدین  از آن به مانند دیگر اتفاقات، با افتخار  یاد می کرد . اما با گذشت زمان همواره از صحبت کردن درباره آن امتناع کرده و بررسی و قضاوت درباره آن را به آیندگان واگذار کردند.

برادر مصطفی

از قبل از خرداد شصت مجاهدین از حضور نفوذی ها در داخل سازمان خبرداشتند و در عوض ازحضور بعضی اعضای خود به مانند مصطفی در رده های بالا حاکمیت دل خوش بودند.

قابلیت های مصطفی غیر قابل انکار بود. بسیار مطمئن و با اعتماد به نفس. تا حدی که در روز هفت تیر، بین اشخاص حاضر در جلسه و کسانی که باید جلسه را ترک میکردند، به راحتی تفاوت قایل می شد یا به عبارتی سره و ناسره میکرد. بعد از دادن گرا از طرف مصطفی بمبی منفجر شد که حمعی از سران حاکمیت را به راحتی از صحنه حذف کرد. منافقین متهم به ترور و  جمعی میراث خوار حکومت شدند.

با گذشت سال ها مشخص شد که مصطفی، مصطفی نبود. در واقع برادر مصطفی بود.