jump to navigation

هفت تیر امسال بمبی که منفجر نشد و سناریو کودتایی که سوخت فوریه 17, 2010

Posted by امیر میم in 22خرداد, 30 خرداد, 30 خرداد 60, 7 تیر, مهدی کروبی, موسوی, مسجد قبا, مطهری, هفت تیر, هفتم تیر, هفتم تیر ماه, کودتا, انتخابات, بهشتی, تقلب در انتخابات, تاریخ, تاریخ انقلاب, رفسنجانی, رهبری, رجایی, سی خرداد, سیاست, سکوت سبز, سپاه پاسداران, سال شصت, سال60, سازمان مجاهدین, شهید بهشتی.
Tags: , ,
3 comments

 

هفت تیر امسال کودتاچی تهدید به حذف فیزیکی کرده بود حضور مردم و بزرگان یکی از سناریوهای کودتا را سوزاند. آچمزی که کودتاچی در آن قرار گرفت و هیچ  عقل سلیمی قبول نمی کرد که یک حادثه دو بار با این دقت تکرار شود.  یکبار در سال های شصت و یکبار در هشتاد و هشت و آنهم با قربانیان تکراری و داعیان قدرت تکراری.

همانطور که پیشتر گفته بودم هفتم تیرماه امسال پیروزی برای ما و شکستی برای کودتاچی حساب شد. سناریویی از پیش نوشته با استناد به افراد دستگیر شده پیش از انتخابات. این شاید مهم ترین و از قبل کار شده ترین سناریو از چهار سناریو از پیش نوشته شده بود. استناد به بازداشت شدگانی منسوب به فرقه رجوی و تلاش برای  متهم کردن مردم در اعتراضات  مسالمت آمیز و نسبت دادن آنها به این گروه. سناریویی که کامل بود اما معایبی نیز داشت. 

بزرگترین عیب این بود که مناسبت های تاریخی در آن به ترتیب تکرار می شد اول در سی خرداد مردم برای اعتراض به روخیابانها می آیند. بعد از شکست مخالفین به حذف فیزیکی روی می آورند. بمب  گذاری و حذف مخالفان (  بخوانید حذف مخالفان حاکمیت کنونی) و در  پی آن برخورد قهرآمیز و سرکوب مخالفان. اما مشکلاتی در اجرای سناریو پیش آمد. نه گروه مذکور توانایی انجام اینکار را داشت و نه اگر هم داشتند نیازی به تکرار اینچنینی و با  این دقت در ترتیب تاریخی بود.  

عیب بزرگ این سناریو این بود که در صورت انفجار بمب در روز هفتم تیر همانگونه که کودتاچی به مانند روز مرقد بزرگان را از آن برحذر داشته بود، جمعی در آن حذف میشدند که پدرانشان هم در هفتم تیر سال شصت حذف شده بودند و یا در ترورهای سال های پس از انقلاب توسط بمب گذاری ها حذف شده بودند.  

این مصداق بارز گفته آن عزیزیست که جمعی میراث خوار حاکمیت باقی می ماندند و بزرگانی به مانند شهید بهشتی ، مطهری و باهنر و دیگر بزرگان انقلاب حذف، گروهی با داعیه خون آنها بر اریکه قدرت.

روشی که عینا در سال شصت برای سرکوب و از دور خارج کردن مخالفین استفاده شد و تکرار آن برای سرکوب مخالفانی که هیچ سنخیتی با آن سال ها نداشتند. 

موسوی علی رغم تهدید به در خانه ماندن تلاش خود را برای شرکت در مراسم هفت تیر کرد. کروبی بود و بهشتی و مطهری و دیگر عزیزان. کودتاچی ماند و بمبی که وعده داده بود و هیچگاه منفجر نشد.

پی نوشت : سرپرست تیم عملیاتی مجاهدین در هفتم تیرماه سال شصت مدعی شده بود که بمب گذاری هفتم تیرماه سال شصت هم با خط دهی ( نقل به مضمون : گرا دادن از افرادی درون خود حاکمیت انجام شد )  و سازمان مذکور بازیچه ای در دست اشخاصی  بود که از این گروه استفاده ابزاری کردند برای سرکوب مخالفین خود. جالب اینجاست که هر دو طرف یعنی هم صاحبان قدرت و هم سران بازمانده  از صحبت کردن در اینمورد امتناع می کنند.

بیانیه ای برای دعوت دوطرف به آرامش ژانویه 12, 2010

Posted by امیر میم in کروبی, اخبار, خامنه ای, خاتمی, رفسنجانی, رهبری, سیاسی, سیاست.
Tags: ,
add a comment

 

اینروزا همه بیانیه میدند و دو طرف رو به آرامش دعوت میکنند.

یکی  منو توجیه کنه که بالاخره ما اینطرفیم یا اونطرف؟ یا اصولا کی باید کیو به آرامش دعوت کنه

لنگه کفشی برای محمود اکتبر 9, 2009

Posted by امیر میم in Uncategorized, نیویورک, کودتا, انتخابات, انتخابات آمریکا, انتخابات آمریکا 2008, انتخابات ریاست جمهوری, انتخابات ریاست جمهوری ایران, ایران, احمدی نژاد, حماسه سکوت, دهمین انتخابات ریاست جمهوری, رهبری, سیاست, سیاست منطقه خلیج فارس, سیاست خاورمیانه, سیاست خارجی, سازمان ملل.
add a comment

 

حضور محمود احمدی نژاد در سالن خالی سازمان ملل و سخنرانی برای صندلی های خالی خود لنگه کفشی بود برای محمود و نظام. 

 

اکثریت قاطع کشورهای جهان با توجه به اتفاقات اخیر در ایران، این نوع انتخابات را مشروع ندانسته و از حضور در سالن سازمان ملل سرباز زدند.

 

آمریکا هم که قبلا اعلام کرده بود همواره برای مذاکره با نفر اول قدرت ایران آماده است ، نفر اولی که بر خلاف دیگر کشورها در سازمان ملل حضور نداشت و به جایش احمدی نژادی  را فرستاده بود که هنوز از درک تاریخ معاصر عاجز است. باراک اوباما برای یاد آوری سفری به مدفن قربانیان هولوکاست داشت، شاید درس تاریخی داده باشد. 

 

لنگه کفش پرتابی به سوی بوش  نقش به سزایی در روند صلح خاورمیانه داشت، همانطور که این لنگه کفش تاثیر بسزایی در عرصه بین المللی داشت.

—- – – –

پی نوشت : لنگه کفش رو چه بزنی ، چه برداری . گربه دزده خودش حساب کار دستش میاد

پایبندی به قوانین اساسی جمهوری اسلامی ژوئیه 23, 2009

Posted by امیر میم in Uncategorized, میرحسین موسوی, نیری, اقتصاد, انتخابات, انتخابات ریاست جمهوری, ایروانی, احمدی نژاد, اصل 49, خامنه ای، رهبری، ستاد اجرایی فرمان امام, دهمین انتخابات ریاست جمهوری, دادگاهها, رهبری, سیاست, سپاه پاسداران, ستاد اجرایی, شریعتمداری.
add a comment

تغییرات در دولت بالا یا دولت پایین، مساله این است

در سال 68 بعد از فوت آقای خمینی و به رهبری رسیدن آقای خامنه ای تغییراتی در اجرای بعضی از اصول قانون اساسی داده شد که درستی یا نادرستی آن به عهده مردم ایران میباشد.

اصل 49 قانون اساسی

کلیه اموال و املاک متعلق به کسانی که شامل اصل 49 می گردند، مصادره شده و باید در اختیار دولت قرار گیرند

مرجع رسیدگی کننده به مواردی که شامل اصل 49 می باشند، دادگاه اصل49 بوده که همواره بصورتی مجزا از سایر دادگاه ها و شعبات رسیدگی شده و می شود. عزل یا نصب ریاست دادگاه اصل 49 به عهده شخص رهبری می باشد.  اگرچه در مراکز استانی معمولا ریاست دادگاه انقلاب هر استانی مسئولیت دادگاه اصل 49 را نیز عهده دار می باشد اما این مورد استثنا هم دارد.

ستاد اجرایی فرمان امام ( ره)

از سال 68 ، کلیه اموالی  که شامل اصل 49 می شوند، مصادره شده و به  ستاد اجرایی فرمان امام که یکی از ارگانهای وابسته به دفتر رهبری است، ارجاع داده می شوند. البته لازم به توضیح است که اگرچه به این موارد مالیات تعلق نمی گیرد اما  از نظر قوانین شرعی باید خمس یا در صورت لزوم دوخمس این اموال به مراجع تقلید پرداخت شود.

نحوه  اداره ستاد اجرایی

در مجموع طی دو دهه گذشته پرسنل دادگاهها (قوه قضائیه)  و سپاه پاسداران و اطلاعات امنیت که در بین این ارگانها بصورت شناور و گاها چند شغله مشغول به خدمت بوده و بعضا هستند.

لازم به توضیح است که،  ریاست این ارگان شخصا توسط شخص رهبری تعیین شده  و هیات مدیره ای هم جهت نظارت بر درست انجام شدن قوانین در نظر گرفته شده که شخصا توسط آقای خامنه ای تعیین می شوند. این هیات معمولا شامل،  شخصیتهای رده بالای کشور به مانند:  رییس دفتر آقای خامنه ای ، رییس دادگاه اصل 49  –  آقای نیری و یا شخصیت هایی به مانند آقای ایروانی رییس بانک مرکزی سابق و یا  حسن شریعتمداری می شود.

اما اینکه آیا اصل 49 در طی بیست سال گذشته به درستی اجرا شده است یا نه به عهده شما می باشد