jump to navigation

سفر به ولایات سلطان مارس 6, 2014

Posted by امیر میم in ولی فقیه, کودتا.
add a comment

فارغ از اعتبار و ارزش مقام ریاست جمهوری، سلطان برای مواقع مهم طی چند سفر سنتی به چهارگوشه سرکشی می کند. سال هشتاد و هشت و مدتی پیش از انتخابات و سفرهایی مثل کردستان و بعد انتخابات و سرکوب اعتراضات کف خیابانی.  در صورتی که سلطان را بعد از انتخابات ریاست جمهوری سوم و رهبر شدن برنده  بی دردسر کودتای تابستان شصت حساب کرده باشیم اینبار هم دانسته  و برای برد آمده بوده.

خامنه ای به لطف تروری مشکوک به صحنه سازی برای مدت طولانی به دور از  سر و صدای ما بقی ترور ها در حزب ، دولت و مجلس استراحت می کرده. آشنایی مردم با ایشان بعد از منصوب شدن به ریاست جمهوری در انتخاباتی تماما منهدسی شده توسط مهدوی کنی بوده. بعدها در مدتی کوتاه بعد از فوت خمینی به  سلطنت رسید. هرطلایی کاری یک گوشه ای ولی خامنه ای تنها طلایی کاریست که هنوز به چهار گوشه املاک و دارایی هاش سرکشی می کند و به یک گوشه راضی نیست.

خدمات متقابل کودتا و رفسنجانی ژانویه 26, 2011

Posted by امیر میم in کودتا, انتخابات, انتخابات ریاست جمهوری ایران, رفسنجانی, سیاست.
Tags:
add a comment

نماز 26 تیر ماه سال 88 قرار ما بر این بود که از نماز رفسنجانی و امکان اعتراض مدنی در سایه  نماز استفاده کنیم.  امکانی که بعدها با حرفهای دو پهلوی رفسنجانی و ظاهر شدن وی به عنوان ریش سفید و میانجی و همچنین دخالت در حوادث بعدی  و شیطنتهای ر سانه ای رفسنجانی به بدل تبدیل شد. شیطنتهای رسانه ای به مانند پخش همزمان فیلم بظاهر بازخواست خیابانی فائزه هاشمی در سایه فیلم  تکان دهنده و تاثیر گذار حمله به کوی دانشگاه که از مدتها قبل در اختیار ( احتمالا پسر ) رفسنجانی بود، باعث شد تا در بین مردم از محبوبیتی نسبی برخوردار شود. رفسنجانی خود را به جمع رهبران جنبش  اضافه کرد. سپس رفسنجانی با تاثیر گذاری در اتفاقات بعدی و بدلی که به جنبش سبز و معترضین زد  از جنبش سبز و اعتراضات بعدی جنبش به عنوان یک اهرم و فشار از پایین استفاده کرد  تا همراه با چانه زنی از بالا  تقریبا به جایگاه و قدرت از دست رفته باز گردد.

مدتی بعد رفسنجانی با ظرافت تمام توپ را از میانه زمین به گوشه ای که پسرش قرار داشت، انداخت. گویی تمام  حرف و حدیث ها فقط بخاطر اشتباهات مهدی هاشمی بوده و نه خود وی. باید بپذیریم کودتای انتخاباتی و حوادث پس از آن برای  رفسنجانی و بازگشت به جایگاه از دست رفته اش مفید واقع شد. جایگاه متزلزلی که در مناظره تلویزیونی قبل از انتخاب بسیار سست به نظر می رسید  و دلداری تلویحی رهبر در نماز 29 خرداد هم  در برابر عزم به ظاهر جزم شده احمدی نژاد برای حذف رفسنجانی چاره ساز نبود. انتخابات و کودتا و اعتراضات برای هرکه نان نداشت برای رفسنجانی آب داشت.

فتنه فرقه و خردادهای پرحادثه مه 21, 2010

Posted by امیر میم in 22خرداد, 30 خرداد, 30 خرداد 60, Uncategorized, کودتا, انتخابات, سکوت سبز, سال شصت.
Tags: ,
add a comment

نیاز سران فتنه ( کودتا ) در ساختن فضای سرکوب و استناد به بیانیه های نیم بند فرقه رجوی  و مردمان بیخبر همه نوعی از دفاع با زیر توپ زدن رسانه کودتاست.  برای دوستان مثالی از یکی از رسانه های کودتا با عنوان  قول و عمل می آورم. سعی رسانه کودتا برای نادیده گرفتن اعتراضات مردمی و ربطشان به گروههای سیاسی از دور خارج شده و واپسگرا  جای اما  و اگر دارد. 

تنها راه برون رفت از بحران موجود به رسمیت شناختن بحران ه

و نه سعی در نسبت دادن آن به جریاناتی که وجود خارجی ندارند و نه اعدام  و شکنجه

بازی با ارقام انتخابات مارس 21, 2010

Posted by امیر میم in 22خرداد, میرحسین موسوی, کودتا, کودتا انتخاباتی, سیاست.
add a comment

 

اگر ده تا  پانزده میلیون رای  را از مناطقی که موسوی شانس غالب بیش از دو به  سه یی  از کل آرا را داشته کم کنیم  در واقع  نزدیک به هفتاد درصد آرا و  عددی بالغ بر ده میلیون و پانصد هزار از مجموع پانزده میلیونی از  مجموع  آرا  وی کم کرده ایم . با این احتساب مجموع آرا می توانست به عددی بالغ بر بیست و سه میلیون برسد که به بیست و چهار میلیون نزدیک تر است.

به عقیده من آرا میتوانست 24 تا 28 میلیون برای موسوی ، 8 تا 12 میلییون برای احمدی نژاد و  بین 5 تا 7 میلیون برای کروبی و یک تا دو میلیون برای رضایی باشد. البته این نظر شخصی ست و باید با تقریبی قابل قبول از اعداد باشد .

اگر مجموع  سی و چهار میلیون اعلام  شده  قرار دهیم با در نظر گرفتن این قضیه که پر کردن تعرفه های سفید در شب انتخابات در آمار چند میلیونی به  واقعیت نزدیک نیست .

 اما  در این میان بیش از پنج  میلیون در آمار احمدی نژاد اضافه شده تا به شصت  و سه درصد کذایی نزدیکتر شود . 

مجموع آرا کروبی و رضایی هم با  ارقام چند صد هزار تایی کماکان جای سوال دارد. 

  علت تمایل به استفاده از سیستم دست نویس به جای استفاده از سیستم شمارش توامان ماشینی و دستی، نحوه ابطال آرا ، نحوه شمارش ، نحوه باز شمارش ، امکان استفاده از آرای از قبل پر شده با توجه با نظم مصنوعی بعضی از آرا .

هفت تیر امسال بمبی که منفجر نشد و سناریو کودتایی که سوخت فوریه 17, 2010

Posted by امیر میم in 22خرداد, 30 خرداد, 30 خرداد 60, 7 تیر, مهدی کروبی, موسوی, مسجد قبا, مطهری, هفت تیر, هفتم تیر, هفتم تیر ماه, کودتا, انتخابات, بهشتی, تقلب در انتخابات, تاریخ, تاریخ انقلاب, رفسنجانی, رهبری, رجایی, سی خرداد, سیاست, سکوت سبز, سپاه پاسداران, سال شصت, سال60, سازمان مجاهدین, شهید بهشتی.
Tags: , ,
3 comments

 

هفت تیر امسال کودتاچی تهدید به حذف فیزیکی کرده بود حضور مردم و بزرگان یکی از سناریوهای کودتا را سوزاند. آچمزی که کودتاچی در آن قرار گرفت و هیچ  عقل سلیمی قبول نمی کرد که یک حادثه دو بار با این دقت تکرار شود.  یکبار در سال های شصت و یکبار در هشتاد و هشت و آنهم با قربانیان تکراری و داعیان قدرت تکراری.

همانطور که پیشتر گفته بودم هفتم تیرماه امسال پیروزی برای ما و شکستی برای کودتاچی حساب شد. سناریویی از پیش نوشته با استناد به افراد دستگیر شده پیش از انتخابات. این شاید مهم ترین و از قبل کار شده ترین سناریو از چهار سناریو از پیش نوشته شده بود. استناد به بازداشت شدگانی منسوب به فرقه رجوی و تلاش برای  متهم کردن مردم در اعتراضات  مسالمت آمیز و نسبت دادن آنها به این گروه. سناریویی که کامل بود اما معایبی نیز داشت. 

بزرگترین عیب این بود که مناسبت های تاریخی در آن به ترتیب تکرار می شد اول در سی خرداد مردم برای اعتراض به روخیابانها می آیند. بعد از شکست مخالفین به حذف فیزیکی روی می آورند. بمب  گذاری و حذف مخالفان (  بخوانید حذف مخالفان حاکمیت کنونی) و در  پی آن برخورد قهرآمیز و سرکوب مخالفان. اما مشکلاتی در اجرای سناریو پیش آمد. نه گروه مذکور توانایی انجام اینکار را داشت و نه اگر هم داشتند نیازی به تکرار اینچنینی و با  این دقت در ترتیب تاریخی بود.  

عیب بزرگ این سناریو این بود که در صورت انفجار بمب در روز هفتم تیر همانگونه که کودتاچی به مانند روز مرقد بزرگان را از آن برحذر داشته بود، جمعی در آن حذف میشدند که پدرانشان هم در هفتم تیر سال شصت حذف شده بودند و یا در ترورهای سال های پس از انقلاب توسط بمب گذاری ها حذف شده بودند.  

این مصداق بارز گفته آن عزیزیست که جمعی میراث خوار حاکمیت باقی می ماندند و بزرگانی به مانند شهید بهشتی ، مطهری و باهنر و دیگر بزرگان انقلاب حذف، گروهی با داعیه خون آنها بر اریکه قدرت.

روشی که عینا در سال شصت برای سرکوب و از دور خارج کردن مخالفین استفاده شد و تکرار آن برای سرکوب مخالفانی که هیچ سنخیتی با آن سال ها نداشتند. 

موسوی علی رغم تهدید به در خانه ماندن تلاش خود را برای شرکت در مراسم هفت تیر کرد. کروبی بود و بهشتی و مطهری و دیگر عزیزان. کودتاچی ماند و بمبی که وعده داده بود و هیچگاه منفجر نشد.

پی نوشت : سرپرست تیم عملیاتی مجاهدین در هفتم تیرماه سال شصت مدعی شده بود که بمب گذاری هفتم تیرماه سال شصت هم با خط دهی ( نقل به مضمون : گرا دادن از افرادی درون خود حاکمیت انجام شد )  و سازمان مذکور بازیچه ای در دست اشخاصی  بود که از این گروه استفاده ابزاری کردند برای سرکوب مخالفین خود. جالب اینجاست که هر دو طرف یعنی هم صاحبان قدرت و هم سران بازمانده  از صحبت کردن در اینمورد امتناع می کنند.

بازخوانی یک کودتا ، سی خرداد دسامبر 2, 2009

Posted by امیر میم in Uncategorized, کودتا, انتخابات, تاریخ انقلاب, سی خرداد.
add a comment

 

دلیل عمده ، هراس کودتاچی از حوادث و برملا شدن قصدشون از نمایش هایی که اجرا می کنند ، اینست که کودتا  تا حدی تکراری بود. سناریوی نوشته شده در چند حالت که حالت اصلی و اولیه مبنی برحضور نیروهای  برانداز عنوان  شود. 

آقای خامنه ای و احمدی نژاد در اولین سخنرانی های خود از ادبیات و اصطلاحات دهه شصتی خود یعنی مقایسه اعتراض مسالمت آمیز مردم با  مبارزات مسلحانه دهه شصت استفاده کردند.

آقای خامنه ای بدون در نظر گرفتن شرایط از واژه اعتراضات کف خیابانی استفاده کرد و احمدی نژاد برای کوبیدن سر مخالفین به سقف وارد میدان شد.  تشابهات تاریخی هم که بود. اما نه اعتراضات از جنس آن سالها بود نه مردم معترض به انتخابات آن مردم.

سی ام خرداد بود

——–

پی  نوشت : گروه هایی که بعدا تبدیل به فرقه شدند و هیچ توانایی مبارزه نداشته و ندارند . اصرار کودتاچی به نسبت دادن حوادث به آنها بخاطر برنامه ای بود که از قبل برای سرکوب در نظر داشتند

مطالب مرتبط : سی  خرداد1360  

هفت تیر 1360